تبلیغات
استاره سو(فرهنگ وهنر مازندران) - حمله تیمور به مازندران و عوامل سقوط مرعشیان (2)

حمله تیمور به مازندران و عوامل سقوط مرعشیان (2)

چهارشنبه 13 بهمن 1389 01:58 ق.ظ

نویسنده : سیدرحیم موسوی ساروی
ارسال شده در: تاریخ وتمدن مازندران ،

 

 حسین میرجعفری/ استاد تاریخ دانشگاه اصفهان

یورشهای امیر تیمور گورکان به مازندران

تیمور قبل از اینکه با مرعشیان برخوردی داشته باشد، دو بار به استرآباد لشکر کشید. اولین بار سال 780 ه.ق بود که وقتی امیر ولی حاکم مازندران از حمله حیرت انگیز تیمور آگاهی یافت، مقربان خود؛امیر حاجی و دیگر نزدیکان را با انواع پیشکش‏ها به‏ نزد پادشاه گورکانی فرستاد.تیمور چون التماس امیر ولی را دید که از در اطاعت و انقیاد در آمده بود، درخواست او را پذیرفت و از آنجا مراجعت کرد.بدین ترتیب امیر ولی با اظهار انقیاد از خشم تیمور در امان ماند و تیمور استرآباد را به امیر ولی بخشید(15/ص 60).پس از مراجعت تیمور، امیر ولی اقدامات محافظتی برای حفظ استرآباد انجام داد و دستور داد دور شهر را خندقی بزرگ کندند و از وسایل گوناگون دیوار بلند ساختند و در بالای این دیوار، سیخ‏ها استوار کردند.تیمور چون از اقدامات امیر ولی آگاهی یافت، با لشکر گران، مرکب از سی‏قشون در سال 876 ه.به طرف استرآباد حرکت کرد.لشکر امیر ولی شکست خوردند و روی به گریز آوردند و بسیاری از سپاهیان وی در هنگام عقب نشینی درون همان چاههایی که کنده بودند، افتادند و مردند.(9)

 

امیر ولی به جانب ری روانه شد و تیمور لشکری بزرگ به سرداری خدای داد بهادر و شیخ علی بهادر و عمر بهادر و ایناغ خماری را در عقب او روانه گردانید.امیر ولی پس از فرار به ری از ترس از آنجا از راه گیلان به خلخال رفت و در آنجا به قتل رسید(9/ص 123).بعد از تسخیر استرآباد، تیمور پیرک پادشاه پسر لقمان پادشاه از نوادگان طغا تیمور را که ملازمت صاحبقران بود، والی آنجا گردانید(24/ص 207)

پس از تصرف استرآباد به دست تیمور، سادات مرعشی برای جلوگیری از هرگونه برخوردی درصدد فرستادن نماینده‏ای به خدمت تیمور برآمدند.به همین مناسبت سید کمال الدین فرزند خود سید غیاث الدین را به همراه تحف و هدایا به اردوی تیمور فرستاد.سید غیاث الدین توسط سید برکه که صوفی و مورد احترام خاص تیمور بود به حضور او رسید.تیمور انتظار داشت که خود سید کمال الدین شخصا به خدمت او رسد و لذا به سید غیاث الدین زیاد التفات نکرد، اما او را خلعت پوشانید و نصیحتی چند کرد و خود به سوی عراق رفت(20/ص 224؛10/ص 344).سید کمال الدین برای بار دوم همان فرزند خود را با تعدادی از سپاهیانش به خدمت امیر تیمور فرستاد و با اینکه وی تا عراق ملازم تیمور بود، ولی نتوانست در دل او رأفت و مهر ایجاد کند.تیمور پس از چندی در سال 792 هجری لشکر خود را متوجه خراسان کرد و از آنجا برای تصرف مازندران عزم خود را جزم نمود.

سید کمال الدین برای بار سوم فرزند خود سید غیاث الدین را با تحف و هدایا پیش امیر تیمور فرستاد و عذر خواهی بسیار کرد که«ما جمعی از ساداتیم که در این جنگل مازندران مقیم گشته، به دعای دولت مواظبت می‏نماییم....اکنون این حقیر مدتی است به طریق جدّ و آباء خود در این جنگل مازندران با مردم آنچه وظیفه عدل و انصاف است مدعی داشته، به دعای دولت شاهان ذوی الاقتدار مشغولیم.مأمول آنکه نظر عنایت مشمول حال این فقیران گردانیده از ما بجز دعاگویی چیز دیگری توقع ندارند»(20/ص 225)

تیمور در تزوکات خویش به این نکته اشاره کرده است:«اول کسی که به من پناه آورد امیر علی(10)حاکم مازندران بود که به من پیشکش فرستاد و در مکتوبی که نوشته بود، قید کرده بود که ما جمعی از آل علی‏ایم، قناعت به این سرزمین کرده‏ایم«ان تأخذ و اقدرتکم اقوی و ان تعفوا اقرب للتقوی»یعنی اگر بگیرید قدرت شما قوی‏تر است و اگر عفو کنید نزدیک به پرهیزکاری است»(8/ص 18-117)

درخواستهای سید غیاث الدین مورد قبول تیمور واقع نشد، به فرمان وی سید را زندانی کردند و تیمور متوجه مازندران شد.

پطروشفسکی می‏نویسد:«نهضت مردم مازندران از لحاظ ترکیب اجتماعی و افکار شرکت کنندگان با سربداران خراسانی مشابهت کامل داشت.وی سقوط مرعشیان به دشت تیمور را امری اجتناب ناپذیر می‏داند»(6/ص 102 و 108)

نبرد تیمور با مرعشیان

پس از آنکه مرعشیان نتوانستند تیمور را از حمله به مازندران باز دارند، از طرف دیگر تحریکات اسکندر شیخی که پدرش کیا اسفندیار به دست مرعشیان به هلاکت رسیده بود، در تیمور مؤثر واقع شد و وی تمامی اطلاعات خود ار راجع به سادات مرعشی و راهها و معابر مازندران در اختیار تیمور گذاشت.بنابراین سادات به جد و تلاش فراوان شروع به مهیا کردن لشکر کردند و قلعه ماهانه سر(11)را نزدیک به ساحل دریا که منطقه‏ای آبگیر و پوشیده از جنگل بود و در میان آن تپه بزرگی واقع شده بود بر بالای تپه بنا کردند و از چوبهای بزرگ دیوارها و برجها ساختند و دروازه‏ها بنشاندند، و درون حصار خانه‏ها ساختند و اموال و خزاین که در ساری و آمل بود بدان قلعه نقل نمودند و بعضی را در گل پنهان کردند و چنان معین گردانیدند که اگر لشکر تیمور به قراطغان برسد آنجا جدال و قتال را آماده کرده، محاربه کنند(20/ص 27-226؛24)

به این ترتیب سادات مرعشی لشکر آراسته و در 26 ذی القعده سال 794 ه- قراولان در لشکر به هم رسیدند و در صحرای قراطغان(12)جنگ را آغاز نمودند، عده‏ای از طرفین مقتول گشتند، سادات وقتی از نیرو و عظمت و جدال سپاه تیمور آگاه شدند، (13)عقب نشینی کردند.سید کمال الدین با فرزندان و برادران و سادات آنچه زنده مانده بودند در قلعه متحصن گشتند و به همراه محافظان قلعه دست به مقاومت زدند. لشکر تیمور اطراف قلعه را محاصره کردند، به دستور تیمور کشتی‏ها با قشون جنگی مجهز به آتش انداز از راه کناره دریای قلزم(دریای مازندران)، نفت و آتش در میان قلعه انداختند.محاصره قلعه دو ماه و شش روز طول کشید و سرانجام مرعشیان در روز پنجشنبه دوم شوال 795 ه.ق تسلیم شدند و قلعه را به تیمور سپردند.سادات مرعشی به همراه سید کمال الدین چون به بارگاه تیمور رسیدند، تیمور از جای برخاست و ایشان را تعظیم نمود.تیمور کمال الدین را مخاطب قرار داد و گفت:«من به ولایت شما جهت مال و ملک شما نیامده‏ام به سبب آن آمده‏ام که مذهب شما بد است.حیف باشد که شما دم از سیادت بزنید و مذهبی داشته باشید که لایق مسلمانان نباشد.سید کمال الدین فرمود:ای امیر ما را چه مذهب است که بد است؟گفت:شما سب صحابه می‏کنید و رافضی مذهب‏اید.سید کمال فرمود ما خود متابعت جد و آباء خود کرده‏ایم، اگر مخالفان جد خود را بد گفته باشیم غالبا عجب نباشد»(24/ص 412؛22/ص 233)

در این مجلس که بین امیر تیمور و سید کمال الدین سخنانی رفت، تیمور متوجه شد که همه حرفهایی که درباره سادات مرعشی گفته‏اند، درست نیست.آنگاه تیمور فرمان داد تا به داخل قلعه روند و هر چه اموال و نقدینگی بود همه را بار کنند و بیرون آوردند.سپس دستور داد تا قلعه را آتش زدند و با زمین هموار کردند.

تیمور پس از تسلط بر مازندران برای اینکه سادات مرعشی دوباره به حکومت نرسند و این ناحیه را مرکز شورش و طغیان نسازند و همچنین برای اینکه آنها را تحت نظر داشته باشد، فرمان داد آنها را به ماوراء النهر مرکز حکومت خویش انتقال دهند.به فرمان تیمور سادات مرعشی را همگی در کشتی نشانده و به ماوراء النهر بردند بعضی را به سمرقند و برخی را به اترار و کاشغر و خوارزم روانه ساختند(20/ص 236؛9/ص 134)

بعد از آن تیمور، ساری و آمل را غارت و مردم آن بلاد را قتل عام کرد و به قول ظهیر الدین مرعشی«چنان ساخت که در تمامی بلاد مازندران خروسی و ماکیانی نماند، که بانک کند و بیضه نهد و بقیة السیف که بودند، گریختند به اطراف و جوانب رفتند و عورات و پیر و ضعفا و اطفال به گرسنگی بمردند»(20/ص 237)

تیمور بعد از تبعید سادات مرعشی حکومت ساری را به جمشید قارن غوری و ولایت آمل را به اسکندر شیخی و ایالت رستمدار را به ملک طوس و قلعه نور را به ملک کیومرث داد.

بنا به نوشته ابن عربشاه، اسکندر چلابی(شیخی)؛در مجلسی نزد تیمور بود، آن مجلس آراسته به اسباب عشرت و سرور، تیمور از او پرسید که اگر دور زمان به فرزندان من گردد که را بینی که آهنگ تباهی آنان کند؟وی در حالی که مغزش از باده ناب در جوش و چراغ خردش خاموش بود به پاسخ گفت:آن که فرزندان تو را از میان برگیرد نخست منم.تیمور در آن حال چیزی نگفت.اما اسکندر وقتی از مجلس بیرون آمد، حاضران در مجلس او ار ملامت کردند که چرا چنین سخنی گفتی؟اسکندر هم از بیم تیمور گریخت و از او نشانی پدیدار نگشت(3/ص 54)

به نوشته سید ظهیر الدین مرعشی اسکندر یاغی شد و سرانجام به قتل رسید (20/ص 343-44)

پی‏نوشت

 9.بد مکن که بد افتی

چه مکن که خود افتی

(15/ص 96)

10.شاید منظور از امیر علی، سید کمال الدین است که احتمالا اسم کامل وی سید کمال الدین علی بوده است.

11.این قلعه که در قرن هشتم هجری به وسیله سادات مرعشی بنا شد، در شمال آمل حدود چهار فرسنگ به جانب دریا و بر بلندی‏های مشرف به دهکده زرکه و کرسنگ قرار داشت که امروز به فرنگیس معروف است.ابن اسفندیار درباره ماهانه‏سر که بعدها محل مستحکمی برای استقرار خاندان مرعشی مازندران شد می‏نویسد:«پادشاهی که ماهیه‏سر(ماهنه‏سر؟)نام داشته در محلی واقع در چهار فرسخی آمل مسکن داشت.در مجاورت آن خندق عمیقی است پر از آب و علف‏هایی که هر چه در آن بیفتد به کلی ناپدید می‏شود». (2/ص 38-37)

12.قراطغان از توابع اشرف(بهشهر)است(11/ص 107)

13.سید ظهیر الدین مرعشی لشکریان مرعشیان را با لشکر تیمور مقایسه کرده و می‏نویسد: «با وجود عظمت و جلال و کثرت عده و عدد لشکر به اقبال همچنان بود که قطره‏ای از بحر بردارند و یا ریگی از بیابان کم گردانند».(20/ص 229)

منابع

1-آملی، اولیاء اللّه.تاریخ رویان، تصحیح منوچهر ستوده، بنیاد فرهنگ ایران، تهران، 348.

2-ابن اسفندیار.تاریخ طبرستان، تصحیح عباس اقبال آشتیانی، انتشارات پدیده خاور، تهران، 1366.

3-ابن عربشاه، عجایب المقدور فی اخبار تیمور(زندگانی شگفت آور تیمور)، ترجمه محمد علی نجابتی، تهران، 1356.

4-اعظمی سنگسری، چراغلی.گاوبارگان پادوسبانی، تهران، 1354.

5-برزگر، اردشیر.تاریخ طبرستان پیش از اسلام، تهران، 1329

6-پطروشفسکی، ا.پ.نهضت سربداران خراسان، ترجمه کریم کشاورز، انتشارات پیام، تهران، 1351.

7-حافظ ابرو، عبد اللّه بن لطف اللّه.زبدة التواریخ، ج 1 و 2، تصحیح سید کمال حاج سید جوادی، تهران، 1372.

8-حسینی تربتی، ابو طالب.تزوکات تیموری، از روی چاپ اکسفورد، 1773 م.

9-خوافی، فصیح احمد بن جلال الدین.مجمل فصیحی، ج 3، تصحیح محمود فرخ، مشهد، 1333.

10-خواندمیر، غیاث الدین بن همام الدین الحسین.تاریخ حبیب السیر، ج 3، کتابفورشی خیام، تهران، 1333.

11-رابینو، ه.ل.مازندران و استرآباد، ترجمه غلامعلی وحید مازندرانی، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، مقدمه مترجم، تهران، 1365.

12-سمرقندی، دولتشاه.تذکرة الشعراء، به همت محمد رمضانی، تهران، 1366.

13-سمرقندی، عبد الرزاق.مطلع السعدین و مجمع البحرین، به تصحیح محمد شفیع، لاهور، 1964 م.

14-سمرقندی، عبد الرزاق.مطلع السعدین و مجمع البحرین، ج 1، به اهتمام عبد الحسین نوایی، تهران، 1353.

15-شامی، نظام الدین.ظفرنامه، به اهتمام فلکس تاور، پراگ، 1956.

16-فومنی گیلانی، عبد الفتاح.تاریخ گیلان، تصحیح منوچهر ستوده، بنیاد فرهنگ ایران، تهران، 1349.

17-کلاویخو، گونزالس.سفرنامه، ترجمه مسعود رجب‏نیا، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، چاپ دوم، تهران، 1366.

18-گیلانی، ملاشیخعلی.تاریخ مازندران، تصحیح منوچهر ستوده، بنیاد فرهنگ ایران، تهران، 1355.

19-مرعشی، سید ظهیر الدین.تاریخ طبرستان و رویان و مازندران، تصحیح برنهارد دارن، بطرزیورغ، 1850 م.

20-مرعشی، سید ظهیر الدین.تاریخ طبرستان و رویان و مازندران به کوشش محمد حسین تسبیحی، تهران، 1368.

21-مرعشی، میر تیمور.تاریخ خاندان مرعشی مازندران، تصحیح منوچهر ستوده، تهران، 1364.

22-میر جعفری، حسین.تاریخ تیموریان و ترکمانان، انتشارات دانشگاه اصفهان، اصفهان، 1375.

23-میر خواند، محمد بن خاوندشاه.روضة الصفا، ج 6، تهران، 1339.

24-یزدی، شرف الدین علی.ظفرنامه، تصحیح محمد عباسی، ج 1 و 2، تهران، 1336.




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: تیموریان ،
آخرین ویرایش: جمعه 19 فروردین 1390 09:39 ب.ظ