تبلیغات
استاره سو(فرهنگ وهنر مازندران) - حمله تیمور به مازندران و عوامل سقوط مرعشیان (3)

حمله تیمور به مازندران و عوامل سقوط مرعشیان (3)

یکشنبه 22 اسفند 1389 05:22 ب.ظ

نویسنده : سیدرحیم موسوی ساروی
ارسال شده در: تاریخ وتمدن مازندران ،

 حسین میرجعفری/ استاد تاریخ دانشگاه اصفهان

ملاشیخعلی گیلانی مؤلف تاریخ مازندران در این خصوص می‏نویسد:«اسکندر شیخی بعد از اندک مدتی با امیر تیمور عصیان نمود، سپاه وافر به سرداری امیرزاده رستم بن عمر شیخ بن امیر تیمور در مازندران آمدند.اسکندر با زن و دو پسر صغیر خود چارق پوشیده به جنگل رستمدار در زیّ اختفا به تنکابن آمد.امیرزاده رستم از سید هادی کیا بن امیر کیای ملاطی حاکم تنکابن وی را طلب کرد، وقتی به جست‏وجوی وی پرداختند، زن و پسران او را با تحف و هدایا به امیرزاده رستم فرستاد و حکومت چلاویه در مازندران بدو منقرض شد»(18/ص 53)

کلاویخو سفیر اسپانیا اسکندر شیخی را یکی از سرداران تیمور نام برده که فرماندهی حصار فیروزکوه را به وی سپرد.اما تیمور به بعضی جهات بر وی خشم گرفت و شخصا به دروازه حصار آمد و سی روز گرداگرد حصار را محاصره کرد و سرانجام اسکندر به دست تیمور افتاد(17/ص 179)


علل و انگیزه‏های یورش تیمور به مازندران

تیمور با انگیزه‏های گوناگون سیاسی، مذهبی، اقتصادی و اجتماعی به نقاط مختلف ایران و سایر نقاط جهان حمله می‏برد که حمله به مازندران نیز نمی‏تواند از این امر مستثنی باشد.مهمترین علت در حمله او به سرزمین‏های مختلف، حس جهانگشایی و جاه‏طلبی و ماجراجویی وی بود.از سرگذشت او پیداست که به زندگی ساده و آرام وبی‏دغدغه قانع نگشته و همواره برای کسب پیروزی، خود را در کام خطرات بزرگ انداخته است.زندگی ایام جوانی او تا جلوس بر تخت سلطنت در سی و چهار سالگی که سراسر مشحون از حوادث پر خطر و جنگ و کریزهای پر آسیب است، بهترین نشان وجود این صفات است.او بارها با عده قلیل به مقابله سپاه کثیر دشمن شتافته و مکرر چنان اتفاق افتاده که به زحمت از معرکه جان به سلامت به در برده است.او بارها بر زبان می‏گذرانده که«عرصه ربع مسکون آنقدر وسیع نیست که در وی دو پادشاه باید» (22/ص 58)

تیمور در تزوکات خویش آورده است:«چون جامه سلطنت در پوشیدم از عافیت و غنودن بر بستر راحت چشم پوشیدم و از دوازده سالگی محنت‏ها کشیدم و تدبیرها کردم و فوج‏ها شکستم و از امرا و سپاه نفاق‏ها دیدم و سخنان تلخ شنیدم و به تحمل و تغافل گذارنیدم و به ذات خود شمشیرها زدم تا آنکه بر ولایات و ممالک مسلط شدم و نامور گشتم»(8/ص 162)

تیمور به هر منطقه‏ای که تصمیم می‏گرفت حمله می‏آورد، اگر فرمانروای آن ناحیه تسلیم نمی‏شد، حمله او تقریبا به آن ناحیه حتمی بود.در حمله به مازندران سید کمال الدین پسر خود را پیش تیمور فرستاد که خوشایند او نبوده، می‏خواست که خود وی به خدمت او برسد و به همین بهانه سرانجام به مازندران حمله کرد.در تزوکات آمده است:«من رجوع حاکم مازندران را شگون گرفتم و متوجه گیلان و جرجان شدم و چون حکام آنجا به من رجوع نیاوردند، افواج قاهره بر ایشان تعیین نمودم و خود به عراق لشکر کشیدم»(8/ص 118)

در جهت تحقق صفات بارز او یعنی جهانگشایی و جاه‏طلبی و حادثه‏جویی چند صفت عمده دیگر موجب پیشرفت و توفیق تیمور شده است.شجاعت و تهور و قساوت و تدبیر و احیانا مکر و حیله.تیمور بی‏هیچ هراسی از دشمن و با تهور تمام به جنگهای صعب و دشوار می‏رفت، چنانکه حمله گسترده وی به مازندران و عبور از راههای پر پیچ و خم و جنگلهای انبوه این منطقه کوچکترین مانعی را در تصمیم وی ایجاد نکرد.تمام منابع عصر تیموری از قساوت و ستمگری و خونخواری تیمور نسبت به ابنا بشری حکایت می‏کنند.جان افراد در برابر پیشرفت مقاصد او هیچ‏گونه ارزشی نداشته است.حتی می‏توان چنین برداشت کرد که در تیمور نوعی حس تمایل به جنایت وجود داشته است که وی از ارضای آن لذت می‏برده است.

یکی دیگر از اهداف تیمور از بین بردن هر قدرت و حکومت محلی بود که احتمال می‏داد روزی برای او خطرساز شوند.فتح مازندران نیز از این امر مستثنی نبوده است.در تزوکات خویش به این نکته اشاره کرده و آورده است:«به بازوی مردمی و مردانگی و اتفاق امرا و سپهسالاران و بهادران به ضرب شمشیر تختگاه بیست و هفت پادشاه را مسخر ساختم و در ممالک ایران و توران و روم و مغرب و شام و مصر و عراق عرب و عجم و مازندران و گیلانات و شروانات و آذربایجان و فارس و خراسان و دشت جته و دشت قبچاق و ختن و کابلستان و باختر زمین و هندوستان پادشاه شدم و فرمانفرما گشتم»(8/ص 162)

در منطقه مازندران نیز وجود حکام محلی سادات مرعشی برای تیمور غیر قابل تحمل بود.در حمله تیمور به مازندران، تحریکات دشمنان مرعشیان به خصوص اسکندر شیخی که پدر او به دست سادات کشته شده بود و وی جزو نزدیکان تیمور در آمده بود، بسیار مؤثر بود.در این هنگام اسکندر شیخی به عنوان یکی از همراهان و سرداران تیمور محسوب می‏شد و همیشه در فکر براندازی حکومت مرعشیان در مازندران بود و در مشوق کردن ذهن تیمور و توجه او به مازندران همیشه سخنان تحریک‏آمیز به تیمور می‏گفت.(14)

از دیگر علل و انگیزه‏های حملی تیمور به مازندارن، مال‏دوستی و حرص او در جمع ثروت و غارت اموال و ضبط دارایی‏های مردم بود.در حقیقت فتوحات تیمور را باید نوعی غارت و تاراج مسلحانه شمرد.

در حمله تیمور به مازندران خزاین بسیاری از شهرها و قلاع مختلف به تصرف وی در آمد.سید ظهیر الدین مرعشی به نقل از پدر خود سید نصیر الدین، که در واقعه تصرف مازندران به دست تیمور، دوازده ساله بود می‏نویسد:«اموال خاص سید کمال الدین رهبر مرعشیان که به خزینه تیمور و اصل شد بدین موجب بود:تنگه سفید(15)ششصد هزار عدد، تنگه سرخ دویست هزار عدد، طلا از کارهای ساخته و از سبیکه(16)صد و بیست هزار مثقال نقره، سیصد خروار شتری اقمشه و امتعه و کاسه‏های چینی و حلبی و لاجوردی و سایر رخوت و اجناس را عدد معلوم نشد و همچنین فراخور از آن برادران و فرزندان حلی و زیور و عورات و مثل هذا که بود، تعداد آن کما ینبغی معلوم نیست و مالهای خواجه‏های آمل را نیز که بردند، بی‏حد و قیاس بود.غرض که حضرت صاحبقران تا در آخر عمر خود همیشه اعتراف می‏کرد

که:خزاین چندین پادشاهان که به تحت تصرف اصحاب خزاین ما درآمد، هیچ کدامین این مقدار نبود که خزینه حکام مازندران!چون آنچه در قلعه بود بیرون آوردند»(20/ ص 234)




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 19 فروردین 1390 09:39 ب.ظ