تبلیغات
استاره سو(فرهنگ وهنر مازندران) - حمله تیمور به مازندران و عوامل سقوط مرعشیان(4)

حمله تیمور به مازندران و عوامل سقوط مرعشیان(4)

جمعه 19 فروردین 1390 01:38 ب.ظ

نویسنده : سیدرحیم موسوی ساروی
ارسال شده در: تاریخ وتمدن مازندران ،

 حسین میرجعفری/ استاد تاریخ دانشگاه اصفهان

یکی دیگر از انگیزه‏ها و علت‏های یورش تیمور به مازندران را در بهانه مذهبی وی می‏توان جست‏وجو کرد.مسلم است که مانند بسیاری از پادشاهان دیگر برای تیمور نیز دین، دستاویزی بود برای رسیدن به مقاصد و هدفهای سیاسی خود.تظاهر او به خدا و خداپرستی و اظهار اعتقاد به دین اسلام و احترام به علما و فقها و زهاد و سادات امری است که زبانزد مورخان عهد تمیوری است.او بعضی از فتوحات خود را عنوان«غزو»می‏داد تا در شمار غازیان اسلام درآید(22/ص 68).در نظر تیمور سادات مرعشی به لحاظ مذهبی مشروعیتی نداشتند.


تیمور که خود را مقید به اوامر و احکام دینی و متعبد به اصول اسلامی نشان می‏داد.در تصرف مازندران نیز از این انگیزه استفاده نمود و برای جلب توجه مردم پس از پیروزی بر مرعشیان، آنان را نصیحت کرد تا«معتقدات بد را ترک کرده، من بعد بر طریقه اهل سنت و جماعت زندگانی کنند و راه شریعت را سلوک داشته، اهل علم را احترام نمایند و فرزندان را بر تعلم علوم شرعی ترغیب کنند.»به نوشته نظام الدین شامی«مجموع نصیحت پذیرفته اظهار توبت و انابت کردند و به بیان مقال با زبان حال گفتند:

مسلمانان، مسلمانان، مسلمانی، مسلمانی

وزین آیین بی‏دینان پشیمانی پشیمانی

و چون دانست که از آن طریق عدول کرده به راه شریعت و اسلام درآمدند، ایشان را بنواخت و خلع و صلات مخصوص گردانید».(15/ص 128)

حوادث مازندران پس از مرگ تیمور

پس از مرگ تیمور در سال 807 هجری و در زمان پادشاهی شاهرخ آن دسته از سادات مرعشی که در ماوراء النهر زنده مانده بودند به نزد شاهرخ آمدند و به او گفتند که امیر تیمور آمل را به برادر ما داده است و وعده داده بود که بقیه سادات را در ماوراء النهر آزاد نماید و چون مرگ او در رسید رو به آستان شما آوردیم تا وعده او را به عرضتان برسانیم.

شاهرخ قبول کرد و اجازه بازگشت به آنها داد و حکومت ساری و آمل را به آنها ارزانی داشت.دسته دسته مردم مازندران به پیشواز آنها رفتند، اما باید گفت که سادات نتوانستند استقلال کامل در این منطقه به دست آوردند.در اواخر سال 814 شاهرخ به زیادت مشهد آمد.سید عزالدین از سادات مرعشی مازندران حاکم قومس و همچنین فرمانروایان ساری و فیروزکوه پس از آن برای جلب نظر شاهرخ به خدمت وی رسیدند.(17)

در زمان شاهرخ مالیات مازندران به هرات فرستاده نشد.شاهرخ علت این امر را پرسید و سید نصیر الدین مرعشی برای توضیح این مسأله به هرات رفت و به شاهرخ چنین گفت که ما جماعتی سادات غارت زده و تالان(تاراج)دیده‏ایم که شما عنایت فرموده و ملک موروثی را به ما بخشیده‏اید و در این دو سه سال که به مازندران رفتیم، این منطقه همه روزه در شورش و فتنه است و سید علی حاکم مازندران هنوز استقلالی پیدا نکرده و پس از بهبود اوضاع مال را تقدیم خزانه شما خواهد کرد.شاهرخ سید نصیر الدین را در هرات نگه داشت و شخصی را به مازندران فرستاد تا نزد سید علی برود و موضوع را بررسی کند.چون آن فرستاده به ساری رسید سید علی دستور داد تا آن فرستاده را گرفتند و با چوب زدند و ریش او را تراشیده و روانه کردند.چون فرستاده شاهرخ به هرات رسید سید نصیر الدین را زندانی کردند و سپاهیان شاهرخ عزم مازنردان کردند، اما در این میان مذاکراتی صورت گرفت و سید علی فرزند خود سید مرتضی را با تحفه‏ها و هدایایی به درگاه شاهرخ فرستاد و عذر گستاخی خود بخواست و گفت:توقع ما این است که چون شاهرخ به ما عنایت کرده مازندران را مانند سابق به سادات ببخشد تا او علاوه بر اینکه هدایا و مالیات مازندران را می‏فرستد خود به خدمت شاهرخ برسد.پس شاهرخ تقاضای او را اجابت نمود و سید نصیر الدین را آزاد کرده و روانه مازندران نمود(19/ص 68-467)

پس از سید علی فرزند او سید مرتضی و بعد از آن سید محمد بن سید مرتضی حاکم ساری شد.شاهرخ طمع در مازندران کرد و اگر چه سپاه شاهرخ شکست یافت، اما باز ساری را از او گرفت و سرانجام دختر سید محمد را به شاهرخ دادند تا آن ناحیه را بدو وا گذاشت(18/ص 57-56)

نتیجه

منطقه مازندران در زمان تیمور در اختیار مرعشیان بود.رهبر این خاندان سید قوام الدین که بر اثر نفوذ فکری وی مردم مازندران به او دل بستند.قبل از اینکه به قدرت برسد، با حاکم آن ناحیه به نام کیا افراسیاب چلاوی متحد گشت، لیکن تضاد گوناگون بین آن دو و خوی و اشرافیت کیا افراسیاب سبب کسیخته شدن و در نهایت پیروزی سید قوام الدین شد.

مرعشیان با یکدلی و یکرنگی در اندک زمان ممکن و با خوی جوانمردی و فتوت و راستی تمامی منطقه مازندران را در حیطه نفوذ خود در آوردند.صداقت مرعشیان، مبارزه با تجمل پرستی و دنیاگرایی سبب موفقیت بیشتر این خاندان شد.هر چند که این رویه تا پایان حکومت مرعشیان ادامه نداشت، زیرا که آنها در اواخر حکومت دست به مال‏اندوزی و انباشتن ثروت زدند و این مسأله باعث دور شدن مردم از آنها شد.اگر چه علت عمده فروپاشی مرعشیان را در درجه اول ظهور تیمور و هوس جهانگشایی وی باید دانست، اما نباید از نظر دور داشت که جنگهای پی‏درپی این خاندان با امرای محلی و همسایگان و همچنین دنیاگرایی رهبران بعدی از عوامل فروپاشی این نظام به شمار می‏رود.

حمله تیمور به مازندران ضربه بسیار مهلکی بود که بر حکومت مرعشیان و مردم آن ناحیه وارد آورد، اگر چه پس از سید کمال الدین و تصرف مازندران به دست تیمور، دوباره مرعشیان در زمان شاهرخ به این ناحیه مراجعت کردند، اما آن یکپارچگی و وحدت هرگز به این ناحیه تا زمانی که این منطقه در عصر شاه عباس اول ضمیمه دولت مرکزی صفویه شد، باز نگشت.

پی‏نوشت

1.برای اطلاع در خصوص خاندانهای حکومتگر مازندران به منابع زیر مراجعه فرمایید:تاریخ طبرستان؛سید ظهیر الدین مرعشی:تاریخ طبرستان و رویان و مازندران؛اعتماد السلطنه، محمد حسن:التدوین فی احوال جبال شروین؛اولیاء اللّه آملی:تاریخ رویان؛چراغعلی اعظمی سنگسری:گاوبارگان پادوسبانی؛عباس زریاب خویی:«پادوسپانیان»، دانشمامه جهان اسلام.

2.سید ظهیر الدین مرعشی در خصوص دوره حکومت این سلسله می‏نویسد:«تا قتل ملک فخر الدوله حسن که تاریخ هفتصد و پنجاه بود و استیصال آل باوند گشت، صد و بیست و پنج سال بود.اما متغلبان از نواب خلفا و پادشاهان ترک و داعیان دین او اولاد حضرت رسول(ع)در این باب در مازندران و رویان داخل می‏گردند و گاهی تمامی ولایت از ایشان مسلوب می‏گردانیدند و ایشان به طریق اسفاهی‏گری در ولایت طبرستان می‏بودند و گاهی ملک الجبال بودند و دشت مازندران به تصرف متغلبان بود(20/ص 163)

3.چلاو نام یکی از دهستانهای بخش مرکزی شهرستان آمل است(فرهنگ جغرافیایی ایران، تهران، 1339، ص 91)

4.خواهر افراسیاب زن ملک فخر الدوله حسن بود و وی از شوهر سابقش دختری به نام ربیبه داشت.کیا افراسیاب به اتفاق خواهرش، فخر الدوله حسن را به مباشرت ربیبه نسبت کرده از علما و فقها در باب قتل او فتوی گرفتند(10/ص 337)

5.افراسیاب دو پسر به نامهای کیا علی و کیا محمد داشت که ملک فخر الدوله هنگام یاد دادن شاهنامه به آنها، با خنجر خود به دست یکی از آنها به قتل رسید(10/ص 337؛20/ ص 121)

6.خواندمیر می‏نویسد:زبان به گفتن کلمه استغفر اللّه گردان ساخته از ارتکاب شراب و سایر منهیاب توبه کرده بود.رباعی:

از شراب مدام و لاف مشرب توبه

وز عشق بتان سیم غبغب توبه

در دل هوس گناه و بر لب توبه

زین توبه نادرست یا رب توبه

(10/ص 338)

7-به نوشته مؤلف حبیب السیر(10/ص 338)

اساس توبه که در محکمی چو سنگ نمود

ببین که جام زجاجی چگونه‏اش بشکست

8-سید ظهیر الدین مرعشی می‏نویسد:ارکان دولت کیا افراسیاب پس از هزیمت هر که را در راه می‏یافتند سر از تن می‏انداختند.عورتی پنبه زرع کرده و از شاخ درخت بر حوالی آن مزرع استواری کرده که به لفظ مازندرانی آن را پرچین می‏خوانند.حوالی آن پرچین را آب روان کردند که گل آن موضع چنان نرم شد که سواران همه در گل ماندند.درویشان به یک حمله چنان تیرباران کردند و اول تیر بر سینه پر کینه کیا افراسیاب بر آمد و سه فرزند او نیز مقتول گشتند و آن عورت را که پرچین به دور زراعت پنبه خود کرده بود جلالک مار می‏گفتند که فرزندش جلالک نام بود و اکنون در مازندران محاربه جلالک مار پرچین شهرت دارد.(جلالک مار به مازندرانی یعنی مادر جلال کوچک).(20/ص 181-82)

9.بد مکن که بد افتی

چه مکن که خود افتی

(15/ص 96)

10.شاید منظور از امیر علی، سید کمال الدین است که احتمالا اسم کامل وی سید کمال الدین علی بوده است.

11.این قلعه که در قرن هشتم هجری به وسیله سادات مرعشی بنا شد، در شمال آمل حدود چهار فرسنگ به جانب دریا و بر بلندی‏های مشرف به دهکده زرکه و کرسنگ قرار داشت که امروز به فرنگیس معروف است.ابن اسفندیار درباره ماهانه‏سر که بعدها محل مستحکمی برای استقرار خاندان مرعشی مازندران شد می‏نویسد:«پادشاهی که ماهیه‏سر(ماهنه‏سر؟)نام داشته در محلی واقع در چهار فرسخی آمل مسکن داشت.در مجاورت آن خندق عمیقی است پر از آب و علف‏هایی که هر چه در آن بیفتد به کلی ناپدید می‏شود». (2/ص 38-37)

12.قراطغان از توابع اشرف(بهشهر)است(11/ص 107)

13.سید ظهیر الدین مرعشی لشکریان مرعشیان را با لشکر تیمور مقایسه کرده و می‏نویسد: «با وجود عظمت و جلال و کثرت عده و عدد لشکر به اقبال همچنان بود که قطره‏ای از بحر بردارند و یا ریگی از بیابان کم گردانند».(20/ص 229)

14.مرعشی در این خصوص می‏نویسد:«اسکندر از خبث طینت موروثی خود در مجلس همایون(تیمور)از احوال استرآباد و ساری دروغی چند بر هم بسته و می‏گفت، خاطر مبارک همایون مایل تسخیر طبرستان بود...»(20/ص 224)

15.تنگه:پول مرسوم آن زمان.

16.سبیکه:قطعه طلا یا نقره گداخته و در قالب ریخته، شوشه زر و سیم(فرهنگ معین)

17.برای اطلاع کامل ر.ک به زبدة التواریخ، ج 1، ص 450-458؛روضة الصفا، ج 6، ص 606-7؛مجمل خوافی، ص 9-208؛مطلع سعدین و مجمع بحرین، ج 2، جزء 1، ص 127.

منابع

1-آملی، اولیاء اللّه.تاریخ رویان، تصحیح منوچهر ستوده، بنیاد فرهنگ ایران، تهران، 348.

2-ابن اسفندیار.تاریخ طبرستان، تصحیح عباس اقبال آشتیانی، انتشارات پدیده خاور، تهران، 1366.

3-ابن عربشاه، عجایب المقدور فی اخبار تیمور(زندگانی شگفت آور تیمور)، ترجمه محمد علی نجابتی، تهران، 1356.

4-اعظمی سنگسری، چراغلی.گاوبارگان پادوسبانی، تهران، 1354.

5-برزگر، اردشیر.تاریخ طبرستان پیش از اسلام، تهران، 1329

6-پطروشفسکی، ا.پ.نهضت سربداران خراسان، ترجمه کریم کشاورز، انتشارات پیام، تهران، 1351.

7-حافظ ابرو، عبد اللّه بن لطف اللّه.زبدة التواریخ، ج 1 و 2، تصحیح سید کمال حاج سید جوادی، تهران، 1372.

8-حسینی تربتی، ابو طالب.تزوکات تیموری، از روی چاپ اکسفورد، 1773 م.

9-خوافی، فصیح احمد بن جلال الدین.مجمل فصیحی، ج 3، تصحیح محمود فرخ، مشهد، 1333.

10-خواندمیر، غیاث الدین بن همام الدین الحسین.تاریخ حبیب السیر، ج 3، کتابفورشی خیام، تهران، 1333.

11-رابینو، ه.ل.مازندران و استرآباد، ترجمه غلامعلی وحید مازندرانی، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، مقدمه مترجم، تهران، 1365.

12-سمرقندی، دولتشاه.تذکرة الشعراء، به همت محمد رمضانی، تهران، 1366.

13-سمرقندی، عبد الرزاق.مطلع السعدین و مجمع البحرین، به تصحیح محمد شفیع، لاهور، 1964 م.

14-سمرقندی، عبد الرزاق.مطلع السعدین و مجمع البحرین، ج 1، به اهتمام عبد الحسین نوایی، تهران، 1353.

15-شامی، نظام الدین.ظفرنامه، به اهتمام فلکس تاور، پراگ، 1956.

16-فومنی گیلانی، عبد الفتاح.تاریخ گیلان، تصحیح منوچهر ستوده، بنیاد فرهنگ ایران، تهران، 1349.

17-کلاویخو، گونزالس.سفرنامه، ترجمه مسعود رجب‏نیا، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، چاپ دوم، تهران، 1366.

18-گیلانی، ملاشیخعلی.تاریخ مازندران، تصحیح منوچهر ستوده، بنیاد فرهنگ ایران، تهران، 1355.

19-مرعشی، سید ظهیر الدین.تاریخ طبرستان و رویان و مازندران، تصحیح برنهارد دارن، بطرزیورغ، 1850 م.

20-مرعشی، سید ظهیر الدین.تاریخ طبرستان و رویان و مازندران به کوشش محمد حسین تسبیحی، تهران، 1368.

21-مرعشی، میر تیمور.تاریخ خاندان مرعشی مازندران، تصحیح منوچهر ستوده، تهران، 1364.

22-میر جعفری، حسین.تاریخ تیموریان و ترکمانان، انتشارات دانشگاه اصفهان، اصفهان، 1375.

23-میر خواند، محمد بن خاوندشاه.روضة الصفا، ج 6، تهران، 1339.

24-یزدی، شرف الدین علی.ظفرنامه، تصحیح محمد عباسی، ج 1 و 2، تهران، 1336.

پایان مقاله

مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی (دانشگاه اصفهان) » بهار و تابستان 1383 - شماره 36و37 (

   


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 19 فروردین 1390 09:40 ب.ظ